فاطمه جان احمدى

204

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

ديرپاى عباسيان بغداد همچنان بر اريكه قدرت سياسى و معنوى خلافت اسلامى تكيه زده بود . فاطميان كه حكومتى مستقل بودند ، در مخالفت با عباسيان قد برافراشته ، با ادعاى انتساب به خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله خود را امام‌المسلمين و اميرالمؤمنين ناميدند و يك جا همه سيادت معنوى و سياسى را در خود جمع كردند . با انتقال مركزيت قدرت به مصر ( 362 ق ) ماهيت حكومت فاطميان تغيير يافت و از اين پس با اقتدارى بلامنازع به تبليغ پرداخته ، خلافتى قدرتمند را پىريزى كردند كه آثار فرهنگى و تمدنى آنها تاكنون پابرجاست . يكى از مهم‌ترين ابزار تبليغاتى فاطميان سازمان دعوت آنان بود كه در نقاط مختلف جهان اسلام بسط يافت و به دعوت پىگير خود براى تبليغ به نفع فاطميان ادامه داد . بهره‌گيرى از عناصر تبليغى موجب شد در سرزمين مصر ، افريقيه ، مغرب ، ايران ، ماوراءالنهر ، شام ، يمن ، مكه ، مدينه ، هند و . . . طرفدارانى بسيار بيابند ؛ امرى كه به شوكت و قدرت سياسى و فرهنگى 270 ساله فاطميان انجاميد . يك . هنرهاى تزئينى صرف‌نظر از تاريخ سياسى فاطميان ، موقعيت جغرافيايى مغرب و مصر در ارتقاى نظام فرهنگى و تمدنى اين خلافت مؤثر افتاد . بويژه هنرمندان مسلمان از همه امكانات موجود در مصر بهره جستند تا بهترين كالاى هنرى را به جهان اسلام عرضه نمايند . بدين‌رو ، آنان آنچه با خود از شرق اسلامى داشتند ، با مفاهيم غرب اسلامى درآميختند و در جوهره تمدن اسلامى - كه رنگ وحدت داشت - دميدند . آنگاه با تلاش بزرگ‌مردان علم و هنر و در سايه ديپلماسى قوى فاطميان و ايدئولوژى پربارشان ، مصر در جهان اسلام جايگاهى ممتاز يافت . آنچه بر اقبال مصر افزود ، موقعيت عالى جغرافيايى آن و واقع شدن در چهار راه اقتصادى غرب به شرق بود . منابع تاريخى گزارش‌هاى مفصلى از اشياى توليدى با نقش‌مايه‌هاى فاخر ، منسوجات عالى زربفت ، سفالينه‌هاى زرين‌فام منقوش ، تنديس‌هاى زرين ، حيوانات مرصع ، قالى و مفروشات و اشياى سيمين و زرين عصر فاطمى به دست داده‌اند . « 1 » اين گوناگونى هنرهاى تزئينى ، ذوق و سليقه صنعتكاران فعال اين دوره را مىنماياند . « 2 » هنر چوب‌برى و كنده‌كارى با نقش‌مايه‌هاى نباتى اسليمى و روح سرزنده و پوياى هنر اسلامى ، در مصر عصر فاطمى احيا شد . ساير هنرهاى تزئينى چون فلزكارى ، عاج‌كارى ،

--> ( 1 ) . بنگريد به : مقريزى ، المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الآثار ، ج 2 ، ص 306 - 292 . ( 2 ) . ريچارد اتينگهاوزن و اولگ گرابار ، هنر و معمارى اسلامى ، ترجمه يعقوب آژند ، ص 249 .